◊دیوانه وار و بدون هیچ تردیدی به کارهای جدید دست بزنید و تجربیات تازه و ارزشمند کسب کنید.

◊سراغ کارهای بیهوده ای که نتیجه و فایده ای برایتان ندارند نروید و فقط روی کارهایی که شما را به اهدافتان می رسانند متمرکز شوید. انرژی و وقت تان را بیشتر روی کسانی سرمایه گذاری کنید که فکر می کنید به احتمال زیاد پیشنهاد شما را خواهند پذیرفت (مشتریان احتمالی) و تلاش شما در موردشان بی نتیجه نخواهد ماند.

◊در فرآیند فروش واقعیتِ انکارناپذیری وجود دارد که می گوید: هزینه ی فروش به مشتریِ موجود و فعال، بسیار کمتر از هزینه ی جلبِ مشتری جدید است. به این نکته همیشه توجه کنید و بیشتر هوای مشتری های فعلی تان را داشته باشید!

◊سعی کنید مقداری ارزش افزوده ی مازاد بر حد متعارف (چاشنی) به پیشنهادات خود اضافه کنید تا میزان مقاومت مشتری ها کمتر و اشتیاق شان برای خرید بیشتر شود.

◊هیچ وقت چیزی را که نمی توانید بفروشید، به دیگران هدیه ندهید!

◊ترس مشتری از ریسک کردن در خرید و دست به جیب شدن و پرداختِ پول، بزرگترین مانع بر سرِ راه فروش است. اگر به مشتری این اطمینان را بدهید که ریسک و ضرر و مشکلی پیش نخواهد آمد و همه چیز مرتب و تحت کنترل است، با راحت کردنِ خیال مشتری و جلب اعتماد او، باعث می شوید او راحت تر تصمیم بگیرد و راه فروش محصول هموارتر شود.

◊یکی از راه های جلب اعتماد مشتری این است که به او تضمین بدهید که اگر از محصول و کالایی که خریداری می کند رضایت نداشت، میتواند آن را بدون هیچ مشکلی پس بدهد. این موضوع میتواند ترس و نگرانی را از ذهن مشتری دور کند تا بتواند با خیالی آسوده تر نسبت به خرید اقدام کند.

◊به مشتری تضمین بدهید که اگر ظرفِ مثلاً ۵ سال آینده مشکلی در محصول به وجود آمد، شما با کمال میل آن را در منزلِ خودِ ایشان برطرف خواهید کرد. برای مشتریان تان، ارائه ی خدمات ۲۴ ساعته را تضمین کنید.

◊اگر محصول تان از آنهایی است که احتمال خراب شدنشان وجود دارد، و این قضیه باعث نگرانی و عدم اطمینان مشتریان تان میشود، میتوانید با گارانتیِ محصولتان، خیال شان را راحت کنید و ریسک خرید را به حداقل میزان ممکن برسانید.

◊کسانی که در زمینه ی بازاریابیِ هوشمند تخصص دارند، به دلیل اعتمادی که به توانایی ها و  مهارت های خود دارند، از روش “پرداخت در مقابلِ نتیجه (یعنی فروش)” استفاده می کنند. این روش نیز در افزایش ریسک پذیری و اعتماد مشتری مؤثر است. این بازاریاب ها این ذهنیت را دارند که: “خُب! اگر این مشتری بتواند واقعاً میزانِ فروشم را بالا ببرد، حاضرم ۱۰ درصد از سودِ حاصل از افزایش فروش ام را به او بدهم. در غیر این صورت، مبلغی را به او نمی پردازم.”

◊وقتی چیزی کمیاب باشد یا عده ی کمی از مردم آن را داشته باشند، بقیه ی مردم که آن را ندارند برای داشتنش حریص تر و مشتاق تر می شوند و این طبیعت انسان است. می توانید از این ویژگی برای دستیابی به فروش بیشتر استفاده کنید!

◊همانطورکه گفتیم، کمبود چیزی، باعث حرص و عطش بیشتر برای آن می شود. بنابراین اگر چیزی که دارید برای فروش پیشنهاد می کنید به تعداد کم و محدودی موجود باشد، مشتری ها احساس می کنند که خریدنِ این محصول فرصتی است که باید غنیمت بشمارند و از این موقعیت استثنایی استفاده کنند تا بعداً پشیمان نشوند!

◊شرایطی فراهم کنید که فرآیند سفارش و تهیه ی محصول برای مشتری آسان باشد. قضیه را پیچیده اش نکنید!

◊به سؤالاتی که مشتری قبل از اقدام به خرید از شما می پرسد با حوصله توجه کنید و بدون هیچ گونه تأخیر، مقاومت و طفره رفتن به آنها پاسخ دهید.

◊هر چیزی که باعث پیچیدگی و آشفتگی فرآیند فروش شود، اثری منفی بر روی فروش و نتیجه ی آن خواهد گذاشت.

◊این یک تصورِ بسیار بسیار اشتباه است که همیشه می توان با کاهش قیمتِ محصول، فروش آن را بالا بُرد. اما در بعضی موارد، وقتی آخرین رقمِ قیمتِ محصول، یکی از اعداد ۷، ۸ و مخصوصاً ۹ باشد، فروش افزایشِ قابل توجهی پیدا می کند.

◊استفاده از ترکیبات حساب شده با اعداد ۷ و ۹ میتواند تأثیر شگفت انگیزی روی فروش و کسب و کارتان داشته باشد. (مثل ۹۷ دلار)

◊افزایش قیمت محصول (چه به ارقام ۷ و ۹ ختم شود و چه نشود) میتواند باعث افزایش میزان فروش شود. چون عده ای به این نکته اعتقاد دارند که “هیچ ارزانی ای بی علت نیست!” بنابراین گاهی اوقات قیمت بالاتر میتواند باعث شود که مشتری ها ارزش بیشتری برای محصول قائل شوند و از آن استقبال بیشتری کنند.

◊یکی از ترفندها و تکنیک های بازاریابی مستقیم این است قیمت واقعی محصول خودتان را با قیمت بالاتری از همان محصول در بازار مقایسه کنید تا قیمت محصولتان کمتر به نظر برسد و در نتیجه مشتری آن را به محصولات مشابه ترجیح دهد!

◊اگر بر روی محصولی ۱۰۰ دلاری، ۲۰ دلار تخفیف بگیریم، بسیار خوشحال میشویم! حالا اگر قیمت این محصول را از ابتدا ۸۰ دلار اعلام میکردند، از پرداختِ این ۸۰ دلار به اندازه ی آن ۸۰ دلار قبلی (که با ۲۰ دلار تخفیف پرداختیم) خوشحال نمی شدیم. بنابراین با دادن تخفیف به مشتری تان، او را تشویق و در او احساس خوبی ایجاد کنید!

◊حتماً لازم نیست که محصولتان خاص و منحصر به فرد باشد. مهم این است که مشتری شما براساس اطلاعاتی که به او میدهید، محصولتان را منحصر به فرد تلقی کند!

◊اشتباهی که بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کارهای مختلف مرتکب میشوند این است که تصور می کنند مردم هم از آنها و هم از رقیب هایشان اطلاعات دقیق و مفصلی در دست دارند. اما تقریباً در اغلب مواقع چنین چیزی صحت ندارد!

◊وقتی محصولتان در صنعتی که در آن فعالیت میکنید، در نوع خود بهترین است، این قضیه روی اثربخشی و بازدهیِ فعالیت های بازاریابی تان هم تأثیر مثبت میگذارد و آن را افزایش می دهد. قدرت و نفوذِ نام تجاری تان را میتوانید بر این اساس ارزیابی کنید و بسنجید!

◊در صنعتی که در آن فعالیت میکنید، برای اولین بودن لازم نیست که اولین نفر و قبل از همه وارد بازار شده باشید. برای اولین بودن، باید نام تجاریِ شما اولین نامی باشد که در ذهنِ مشتری جای می گیرد و به افکار و سلیقه و ذائقه ی او نفوذ می کند!

◊برای اینکه بتوانید برنامه ی تبلیغاتی تان را به شکلی مؤثر و موفقیت آمیز تصویرسازی و اجرا کنید، باید با بخشِ هنریِ بازاریابی آشنا باشید. این همان قانونی است که می گوید: برای تأثیر گذاشتن بر روی مردم، باید هنرمند واقعی بود!

◊جادوی بازاریابی تنها زمانی می تواند تأثیر تمام و کمالی بر کسب و کار شما بگذارد که با اشتیاق، باورمندی و اعتماد به نفس همراه باشد!

◊برای اینکه بتوانید ادعا کنید که از علم بازاریابی مطلع هستید، باید همیشه در این زمینه در حال مطالعه و تحقیق باشید. برای اینکه در جادوی بازاریابی هم مهارت پیدا کنید، باید هر روز آگاهانه و حساب شده آن را به کار ببندید و با تمرین و تکرار، حرفه ای شوید!

◊به اعتقاد برخی از بازاریاب های حرفه ای: “انسان با برآورده کردنِ نیازهای مردم ثروتمند نمی شود، بلکه با برآورده کردنِ خواسته های مردم است که می توان ثروتمند شد.”

◊اگر بتوانید بین محصول یا خدمات تان و نیاز احساسی و عاطفیِ مشتریان تان پیوند و ارتباطی برقرار کنید، فروش تان افزایش چشمگیری پیدا می کند. اما به خاطر داشته باشید: در این زمینه زیاده روی نکنید!

◊مردم دوست دارند محصولات و خدماتی را بخرند که احساس خوبی به آنها می دهند و باعث کاهش یا از بین رفتن حس ترس و ناامنی و نگرانی در آنها می شوند. اگر دوست دارید فروش معرکه ای داشته باشید، بهتر است سراغ تولید و ارائه ی این نوع محصولات و خدمات بروید!

◊اگر بهترین باشید و کسی این موضوع را نداند، بهترین و بدترین بودن دیگر هیچ فرقی نمی کند. برای اینکه بر اساس این بهترین بودنتان بتوانید خوب بفروشید، باید خودتان را به مردم بشناسانید تا مشتریان خاص خود را پیدا کنید!

◊رویکرد بوتیکی چیست؟  رویکردی است که در آن شما حرف تازه و برتری در زمینه ای خاص مطرح و راهکار بهتری را ارائه می کنید و به همان نسبت که برتر از دیگران هستید، قیمت بالاتری را برای آن تعیین و پیشنهاد می کنید. نکته ی جالب در مورد این رویکرد این است که در این روش با مشتریان کمتر و با زحمتِ به مراتب کمتری می توانید به همان سود مورد نظرتان دست پیدا کنید!

◊بدون شک، قیمت، مسئله ی مهم و تعیین کننده ای در فرآیند فروش است، اما اگر از لحاظِ مسائل و ملزومات دیگر کم و کسری داشته باشیم، مسئله ی قیمت، اهمیت خود را از دست می دهد و نمی تواند تعیین کننده باشد!

 شعار ارتش آمریکا: بهترین چیزی باشید که می توانید!

◊تبدیل شدن به “بهترین چیزی که می توانید”، یکی از بهترین شعارها و برنامه های تبلیغاتی در طول تاریخ بوده است و دستاوردهای این برنامه، دلیل و مُهر تأییدی است بر صحت و ماندگاریِ آن.

◊گاهی در پس و عمق هر شعارِ برجسته و تأثیرگذار، میتوان پیام ها و حرفهای پنهانی و ضمنی بسیاری را شناسایی و درک کرد. زیرا گاهی اوقات اشاره ی ضمنی، غیر مستقیم و سربسته ی نکته و پیامی ظریف و مهم، تأثیری به مراتب عمیق تر از اشاره ی مستقیم و بیان آن مسئله در بر خواهند داشت.

◊”گزارش از ما، تصمیم گیری وانتخاب با شما!” شعاری بود که توسط شبکه ی فاکس نیوز استفاده می شد. این شبکه از همین طریق و با همین شعار توانست جایگاهِ بهترین شبکه ی خبریِ کابلی ۲۴ ساعته را – که مدت ها در اختیار CNN بود- به خود اختصاص دهد.

◊”در هر نقطه از جهان که باشید، ظرف ۴۸ ساعت از خدمات قطعات یدکی ما برخوردار خواهید شد، در غیر این صورت، همه ی هزینه ها به عهده ی شرکت کاترپیلار خواهد بود!”

◊شرکت تراکتورسازی و ماشین آلات صنعتی کاترپیلار، با استفاده از ارائه ی وعده ها و تعهدات بلندبالا در رابطه با خدمات پس از فروش محصولاتش، توانست به یکی از غول های صنعت تجهیزات و ماشین آلات سنگین در جهان تبدیل شود!!

◊عاملِ “تکرار” در بازاریابی، یکی از فاکتورهای مطلوب و تأثیرگذار به حساب می آید. هرچقدر بیشتر بتوانید مخاطبان خود را در معرض پیام هایتان قرار دهید (و به اصطلاح با پیامهایتان بمبارانشان کنید!) احتمال اینکه از آنها جواب بگیرید بیشتر می شود!

◊البته نباید اجازه بدهید خودتان و پیام هایتان بیش از اندازه در معرض و دسترس مخاطبان قرار بگیرد. در این صورت بُرِش و جذابیت خود را از دست میدهید، پیام هایتان هم همینطور! بنابراین دیگر تأثیرگذار و جذاب نخواهند بود و اشتیاق و علاقه ی مشتریان احتمالی را تحریک و برانگیخته نخواهند کرد!

نکته: سیستم ویروسی چیست؟ سیستمی است که با هدف سرایت، واگیرداری و ابتلای دیگران به اختلال خاصی طراحی و ساخته شده باشد!

◊هر چه فرآیندی سادگی و قابلیت هضم بیشتری داشته و پیچیدگی کمتری داشته باشد، احتمال پذیرش و انجامِ آن برای مردم بیشتر میشود. به همان نسبت، وقتی مراحل و گام هایی که خریدار و مشتری برای گذر از فرآیندِ فروش، سفارش و خریدِ محصول باید طی کند، بسیار طولانی و پیچیده شود، احتمال اینکه مردم پی گیر تماس ها و تبلیغات شما شوند کاهش می یابد و شانس فروش شما تقریباً به صفر می رسد!

◊مردم درباره ی چیزهایی وقت و انرژی می گذارند و صحبت می کنند که ارزشِ صحبت کردن و مورد بحث قرار دادن را داشته باشد. برای اینکه چیزی یا کسی بر سر زبان ها بیفتد و زبانزدِ خاص و عام شود، در یک کلام باید “عالی و فوق العاده” باشد. شما هم برای مطرح و معروف شدن، باید خودتان را به این ویژگی های برجسته مجهز کنید!

◊با ذهنیتی باز و خلاق در این زمینه، به این فکر کنید که چطور می توانید باعث شوید که مشتریانتان با دیگران درباره ی محصول و کسب و کار شما صحبت کنند و به این ترتیب نام و محصول شما زبان به زبان انتشار پیدا کند!

◊هیچ کسی را نمیتوانید جانشینِ یک مشتریِ شیفته، مشتاق و مجذوب کنید. از این گذشته، اگر مشتریانتان از دست بروند، هزینه ی بازگرداندن آنها به مراتب بیشتر از حفظِ آنهاست!

◊اگر مجذوب پیام های تبلیغاتی مؤسسه یا شرکتی شدید که به نظرتان عملکرد موفقی داشته است، سعی کنید مشتری آنها شوید و فعالیت های آنها را از نزدیک و از درون بررسی و مشاهده کنید تا بتوانید صحت ادعاها و شعارهای تبلیغاتیِ آنها را با اطمینان بیشتری ارزیابی کنید!

◊بهترین، مؤثرترین، سریع الانتقال ترین و کارآمدترین سیستم برای معرفی محصول به مخاطب و ترغیب او به خرید آن، سیستمِ کلمات است. چه از طریق شفاهی، چه دیداری و نوشتاری (پیامک، ایمیل، نامه و…). از تأثیر باورنکردنیِ کلمات در فرآیند فروش و رونق کسب و کارتان غافل نشوید!

◊سعی کنید کفه ی ترازوی محبت ها و علاقمندی های مردم را به نفع خودتان سنگین کنید! محبوبیت و حسن شهرت، ضامن فروش بیشتر و موفقیت کسب و کار شماست!

◊سه ویژگی اصلی پیشنهاد رد نکردنی از این قرارند:

۱       . بازگشت و سوددهی قابل توجه سرمایه

۲       . باورپذیری و قانع کننده بودن

۳       . شعار و ادعای تأثیرگذار و ترغیب کننده

◊برای اینکه هواداران و مشتریان همیشگی و وفاداری داشته باشید، نیازی به بازاریابی به روش های عجیب و غریب و پرهزینه ندارید. گاهی و در برخی موارد، همین که عالی و منحصر به فرد و فوق العاده باشید، کفایت می کند.

◊اگر می بینید که مردم از پیام های شما استقبال نمی کنند و به نتیجه نمی رسید، دلیلش این است که به شما اعتماد ندارند. پس در اولین فرصت، فکری به حال این بی اعتمادی بکنید، در غیر این صورت خیلی ضرر می کنید!

◊به ۳۰ ثانیه ی ابتدایی برخورد و رویارویی با مردم خیلی خیلی توجه و اهمیت بدهید! چرا؟ به این دلیل که بخش عمده ای از قضاوت ها و برداشت هایی که آنها از شما، افکار و رفتارتان خواهند داشت، در همین ۳۰ ثانیه ی ابتداییِ برخوردتان شکل می گیرد!

سایت درج آگهی اینترنتی میهن نیاز در فروش و بازاریابی به شما کمک خواهد کرد. کافیست ثبت نام کرده و آگهی ویژه و یا آگهی رایگان خود را ثبت نمایید.

                                                                        ثبت نام رایگان

منبع:

 

منبع:mohammadghaffari.com